مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
729
طب اكبرى ( فارسى )
خلاف زقى و طبلى كه موضع غمر در اينها غاير نمىماند ؛ زيرا كه مائيت و ريح ، سريع الحركت است و لطيف [ و لذا ] به سبب لطافت همچنان كه منغمر مىشود ، باز عند زوال غامر ، عايد مىگردد بلا تمهل [ يعنى به هنگام برداشتن فشار دست ، گوشت ، فورا برمىگردد به جاى اولش ] . اسباب جزئيهء ضعف و سردى جگر بسيار است : يكى نزف و برآمدن خون از بدن به افراط . دوم ، احتباس خون معتاد . سيم ، آب شديد البرد نوشيدن خاصه در حمام و در فراش گرم و عقب حركت مفرط بدنيه يا نفسانيه . چهارم ، آنكه در عضوى از اعضا كه مجاور كبداند چون سپرز و معده و شش و گرده آفتى پديد آيد و بدان سبب در فعل جگر ضعف رو نمايد ؛ مثلا سپرز ورم كند يا ضعيف شود پس سودا از جگر نتواند كشيد و كثرت سودا ، قواى جگر را ضعيف كند و هضم آن را باطل سازد ؛ يا معده سرد گردد و ضعيف شود و به سبب نقصان هضم ، كيلوس خام به جگر رود و جگر نيز هضم نتواند كرد چنانچه بايد و همچنان به اعضا منجذب شود و به سبب خامى ، جزو بدن نگردد و در خلل گوشت بماند . و كذلك برودت شش و ضعف گرده بسيار باشد كه به برودت و ضعف جگر انجامد . پنجم ، آنكه سوء مزاج گرم جميع بدن يا مغص و پيچش يا وجع الظهر يا آفت حجاب به استسقا افكند ؛ چنانچه در آخر فصل به تفصيل گفته آيد . علاج : نخستين ، ازالهء سبب سابقه كنند كه كنايت است از اسباب جزئيهء مذكوره . و بعده [ يعنى پس از آن ] معالجهء سبب واصله نمايند كه عبارت است از برودت و ضعف جگر بدانچه در سوء مزاج بارد جگر مذكور شد از معاجين و اضمده و اغذيهء مسخّنه . و پس از تعديل و تسخين جگر ، جهت نشف و خشك شدن رطوبات ، ادويهء ناشفه ضماد « 1 » كنند و تدبير تعريق « 2 » و اندفان « 3 » به عمل آرند . و آنجا كه استسقا مع الحرارت بود ، هر
--> ( 1 ) . صفت ضمادى كه آب را از بدن بچيند و خشك سازد : آرد حلبه و خرء حمام راعى ، علك البطم و شحم عتيق با هم بسرشند و بر تمام بدن ضماد نمايند . نوع ديگر : سرگين گاو ، سرگين بز ، خاكستر چوب انگور ، نطرون ، جمله با سركه آميخته ضماد سازند . و اگر تجفيف بيشتر مطلوب باشد ، كبريت نيز در اين ضماد آميزند و اين ضماد در هر سه قسم استسقا مفيد است : امّا در لحمى ، بر تمام بدن استعمال نمايند . و در زقى ، بر شكم . و در طبلى ، بر اطراف يعنى دستها و پاىها . ( 2 ) . امّا طريق تعريق : آن است كه بورهء ارمنى با روغن بابونه آميخته بر بدن طلا نمايند يا نمك -